تبلیغات
زندگی یعنی عشق٬ خنده٬ شادی
گاهی واقعاْ شاد بودن سخته! ... عشقولانه ,

روزگار سیاه و سفید است
سفیدی امیدم می دهد و سیاهی ها توان
به امید سفیدی ها سیاهی را تحمل می كنم
                   
                                 خبری از رنگ نیست
                                            خبری از سبز نیست
                                                         آسمان آبی نیست
حلقه زرد اما
قرمزم را می فشارد تنگ تنگ
قرمزم آرام باش
    سبز و آبی در راه
         خسته اما پایدار
               سوی تو می آیند
شاید  امروز
                    فردا
                               سال دگر
                                                 شاید هرگز
بخند
  آرام باش
        قرمز باش

              

سلام! مدت هابود که نیومده بودم!

دلم واسه اینجا تنگیده بود!

آخه واقعاْ گاهی نمی شه شاد بود٬ خندید٬ و با تنهایی ها کنار اومد!

این وبلاگو باز کردم تا همیشه از خوشی ها بگم! شاد باشم و سر مست از عطر زندگی. سر مست از روح شادی که در وجود همه ی ماست٬ و همیشه شکر گذار نعمت های خدایی که در های شادی رو به روی ما باز گذاشته ولی ما باز هم با کفران به دنبال غم ها می ریم!!!!

اما این چند وقت در زیر پوست خودم گم شدم و گاهی شادی هام اونقدر کوتاه می شه که خودم هم نمی فهمم چی شد!

روزی با نهایت شادی سپری می شه! اما این شادی زیاد طول نمی کشه! چون دوباره می بینمش! گاهی خودشو گاهی شبیهشو و گاهی هم فقط غم و غصه شو!!! از خدا می خوام که تا ابد فراموشش کنم! اما فرداش دوباره با غم و غصه ش بیدار می شم و باز هم از خدا می خوام که فراموشش کنم!

مگه من چقدر اونو عذاب دادم که مستحق این عذابم؟؟؟

اصلاْ بی خیال

باز هم مث روزای گذشته می ریم تو نخ بی خیالی و زندگی رو همون شهد زیبایی می بینیم که خدا همون روز اول خلقت قبل از خود نمایی شیطان به ما داد!

خدایا از تمام نعمت هایی که به من دادی و ندادی ممنونم!

می دونم که این هم یه آزمایشه برای من!!!

پس کمکم کن!


2نوشته شده در چهارشنبه 15 شهریور 1385 ساعت 06:09 ق.ظ توسط ستاره   نظر شما ()
ویرایش شده در پنجشنبه 18 آبان 1385 ساعت 12:11 ب.ظ

دوستت دارم ... عشقولانه ,
دیشب که به دیدارم آمدی  دسته ای از گلهای سپید بر سینه خود آویخته بودی بارها خواستم تمنا کنم آنرا به من هدیه دهی.لیکن جرات نکردم.
وقتی از من جدا شدی و در خوابگاه خویش خفتم دیدگانم خواب را از من گریزان نمودند و هنگامیکه شفق سر زد چون نیازمندی برگهایی از دسته گلت را یافتم وآنها را بوییدم.
این برگهای خشکیده خود ارزشی ندارند ولی چون یادبودی از محبت و عشق تو هستند بجای گل و شیشه عطر از آنها نگهداری میکنم تا روزیکه دگر باره بدیدارم بیایی و دلم از نگریستن رخساره همچون برگ گلت آرام گیرد.
پرتو سحرگاهی از پنجره من میتابد و از جانب تو پیام می آورد:
آنچه به دست گرفته ای چیست؟
پاسخ میدهم: این یک شاخه گل یا ریحان و گلاب نیست ولی چون از محبوب به یادگار مانده برای من عزیز است.
آنگاه بر جای خویشتن نشسته می اندیشم:
این یادبود وصال را من در کجا نگاهداری نمایم؟
همه آرایش و زینت ها را به کناری نهاده و با یاد تو که دل از من ربوده ای گوشه ای را بر گزیدم چه زینتی بالاتر از انکه بازمانده دسته گل یاسمنی را که بر سینه داشتی اینک بر روی قلب من قرار گرفته است و مرا به شکیبایی میخواند.
تو ای گل زیبای من که دلی آکنده از درد داری و خواب بر وجودت سایه انداخته است مگر به تو نگفته اند زیبایی و شکوه گل بیشتر به خاطر آن است که در دامان خاری جای دارد؟
بیدار شو و وقت را گرامی بشمار...برخیز و به یار آور که در کنار سنگ ها مردی تنها و بیکس بانتظار تو نشسته که هرگز نباید او را بفریبی چه میشود اگر به سوی او روان شوی و هنگامیکه تنها چهره دلارای تو را در نظر خویش مجسم کرده است حقیقت را در برابرش آشکار سازی بنوای گام های خود از رویایی که او را در بر گرفته است برهانی تا وی محبوبش را لختی در آغوش گیرد.
دست در دست هم نهاده دیدگانمان را به هم دوخته ایم زیرا سرنوشت اینطور میخواست که ما هم لحظه ای از شراب ابدیت سر مست شویم .
طلیعه خورشید و بوی سکر افرین گلها به ما نوید جوانی و کامرانی میدهند و این عشق که میان ما استوار گردیده است به اندازه ترانه های روستایی که از بیکران دور بگوش میرسد ساده و بی آلایش است.
یاسمن هایی که به خاطر من چیده و از آنها دسته گلی آراسته ای به من میگویند بیدار باش که این ارمغان با دادن و باز پس گرفتن نگاه شرمساری توام است.
او لختی بر تو لبخند خواهد زد و دمی شرمگین لب بر لبت خواهد فشرد و زمانی نیز بی سبب از خود بی خود خواهد شد.اما من میگویم عشق من و تو از ترانه هایی که برایت خواندم و آنها را بخاطر تو سرودم بی زنگارتر است.
ساعتی خوشتر از این دم که ما موجودیت یکدیگر را احساس مینماییم وجود ندارد و آنچه را که امکان ناپذیر و محال میدانند در میان من وتو نیست حتی در ماورای این طلسم سایه ای ما را تهدید نمیکند
                         

2نوشته شده در دوشنبه 29 خرداد 1385 ساعت 09:06 ق.ظ توسط ستاره   نظر شما ()
ویرایش شده در پنجشنبه 18 آبان 1385 ساعت 12:11 ب.ظ

جملات زیبا. دوست داشتن ... عشقولانه ,

مردم قیمت خیلی از چیزها را میدانند ولی ارزش آنها را نمی دانند.

 

خدایا مرسی که من معماری قبول شدم! (حتی قبل از کنکور)

    

همه می خواهند روی قله كوه زندگی كنند ، اما تمام شادی ها وقتی رخ می دهند كه در حال بالا رفتن از كوه هستند.

مراقب افکارت باش زیرا آنها به گفتار تبدیل می شود.
مراقب گفتارت باش زیرا آنها به رفتار تبدیل می شود.
مراقب رفتارت باش زیرا آنها به کردار تبدیل می شود.
مراقب کردارت باش زیرا آنها به عادات تبدیل می شود.
مراقب عاداتت باش زیرا آنها به شخصیت تبدیل می شود.
مراقب شخصیتت باش زیرا آنها به سرنوشت تبدیل می شود.

 

هر حرفی که درباره دیگران می زنی، هر نوع قضاوت، انتقاد و یا تعریف و تمجیدی از آنان می کنی، به نحوی به سوی خودت بر می گردد. هر چه درباره دیگران می گویی، انگار که درباره خودت می گویی.

 



2نوشته شده در سه شنبه 19 اردیبهشت 1385 ساعت 11:05 ق.ظ توسط ستاره   نظر شما ()
ویرایش شده در پنجشنبه 18 آبان 1385 ساعت 12:11 ب.ظ

لاو تركونی!!!! ... عشقولانه ,
       
                                
 

هزار دشمنم ار می کنند قصد هلاک

گرَم تو دوستی از دیگران ندارم باک

مرا امید وصال تو زنده می دارد

وگرنه هر دمم از هجر توست بیم هلاک   

                     

       

 کسی را دوست داشته باش که قلبش انقدر بزرگ باشد که برای جا شدن در قلبش نخواهی خود را کوچک کنی .

ازکسی که دوسش داری ساده دست نکش شاید هیچکس رو مثل اون دوست نداشته باشی و از یکی که تورو دوست داره بی تفاوت نگذر چون ممکنه دیگه کسی مثل اون تورو دوست نداشته باشه

             

دوست معمولی هیچگاه نمیتواند گریه تورا ببیند.
دوست واقعی شانه هایش از گریه تو تر خواهد بود.
دوست معمولی اسم کوچک والدین تو را نمیداند.
دوست واقعی شاید تلفن آنها را جایی نوشته باشد.
دوست معمولی یک جعبه شکلات برای مهمانی تو میآورد.
دوست واقعی زودتر به کمک تو می آید و تا دیر وقت برای تمیز کردن میماند.
دوست معمولی از دیر تماس گرفتن تو دلگیر و ناراحت میشود.
دوست واقعی میپرسد چرا نتوانستی زودتر تماس بگیری؟
دوست معمولی دوست دارد به مشکلات تو گوش کند.
دوست واقعی سعی در حل آنها میکند.
دوست معمولی مانند یک مهمان عمل میکندو منتظر میماند تا از او پذیرایی کنی.
دوست واقعی به سوی یخچال رفته و از خود پذیرایی میکند.
دوست معمولی می پندارد که دوستی شما بعد از یک مرافعه تمام می شود.
دوست واقعی میداند که بعد از یک مرافعه دوستی محکمتر میشود.
دوست واقعی کسی است که وقتی همه تو را ترک کرده اند با تو می ماند

                

2نوشته شده در شنبه 9 اردیبهشت 1385 ساعت 10:04 ق.ظ توسط ستاره   نظر شما ()
ویرایش شده در پنجشنبه 18 آبان 1385 ساعت 12:11 ب.ظ

... عشقولانه ,
سرسبزترین بهار تقدیم تو باد
آوای خوش هزار تقدیم تو باد

گویند لحظه ای است روییدن عشق
آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد

                                     

من با بهار آشتی کرده ام

صبح نزدیک است

سپیده صبح را خواهم بوسید

وطلوع خورشید را ستایش خواهم کرد

میدانم فردا روز دیگریست

پس به انتظار فرداها خواهم نشست

با شکوفه درختان دست خواهم داد

وهمانند آنان ازنو آغاز خواهم کرد

از جوانه ها امید را خواهم آموخت

وبرای زندگی بهتر تلاش خواهم کرد

من با بهار آشتی کرده ام


2نوشته شده در دوشنبه 21 فروردین 1385 ساعت 09:04 ق.ظ توسط ستاره   نظر شما ()
ویرایش شده در پنجشنبه 18 آبان 1385 ساعت 12:11 ب.ظ

سال نو مبارک ... عشقولانه ,

سال نو مبارک

 

یه کم دیر شد... ولی شما به بزرگی خودتون ببخشید! Smiley

    
                 
 
                      
                     
به این فکر نکن که تو برای دنیا یک نفر هستی

                   به این فکر کن که یک نفر هست که تو برایش یک دنیایی

             و

         آن من هستم...     

                             

                  

در شهری به نام "عشق"

                                                کوهی است به نام "محبت"

                                         و از آن کوه رودی می گذرد به نام "صفا"

                                       و در آن رود جویباری می رود به نام "وفا"

                                     و همه با هم به آبگیری می ریزند به نام "وداع"

 


2نوشته شده در جمعه 18 فروردین 1385 ساعت 03:04 ق.ظ توسط ستاره   نظر شما ()
ویرایش شده در پنجشنبه 18 آبان 1385 ساعت 12:11 ب.ظ

جملات زیبا ... خنده و شادی ,

ویلیام شکسپیر میگه:

کسی را که دوسش داری ازش بگذر، اگه قسمت تو باشه بر می گرده ، اگر هم بر نگشت حتماً از اول مال تو نبوده پس بهتر که رفت

                      

سعی کن به کسی که تشنه ی عشق است دل نبندی ، سعی کن به کسی که لایق عشق است دل ببندی چون تشنه ی عشق روزی سیراب خواهد شد.

                      

 

                      

بی ثمر ترین روز ما روزیست که نخندیده باشیم.

" چارلز فیلد"

            

 


2نوشته شده در چهارشنبه 10 اسفند 1384 ساعت 10:03 ق.ظ توسط ستاره   نظر شما ()
ویرایش شده در پنجشنبه 18 آبان 1385 ساعت 12:11 ب.ظ

... روزای زندگی ,

SmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmileySmiley


2نوشته شده در سه شنبه 2 اسفند 1384 ساعت 12:02 ب.ظ توسط ستاره   نظر شما ()
ویرایش شده در سه شنبه 2 اسفند 1384 ساعت 12:02 ب.ظ

ای بابا آخه شما چقد نامردین! ... ولنتاین ,

  بازم سلام به شما نامردا! چرا واسه من بیچاره کامنت نمی ذارین؟

یعنی اینقدر وبلاگم زشته؟؟؟؟

Smileyبه هر حال ولنتاین به همتون مبارک باشهSmiley

               

            

امروز که می نگرم؛ می اندیشم‌ :

دوباره و دوباره تکرار خواهد شد

 شروع - اوج  - افول و پایان .

همیشه همین چرخه؛

سالهاست که دور می خورد و دور می خورد .

همیشه همین موج؛

با دور تناوب مشخص !‌ ( بهمن - خرداد - شهریور - آذر )

و ما نامش را گذاشته ایم : « عشق » !!!

و می دانم که تکرار خواهد شد تا من درسی بگیرم.

یا راهی به ورای این گرداب بیابم.

کائنات آموزگار صبوری ست ...

 


2نوشته شده در سه شنبه 25 بهمن 1384 ساعت 10:02 ق.ظ توسط ستاره   نظر شما ()
ویرایش شده در سه شنبه 25 بهمن 1384 ساعت 11:02 ق.ظ

هیش کی منو دوس نداره ... روزای زندگی ,

چرا هیش کی به من سر نمی زنه؟؟؟؟؟

خدایا من یه دعا دارم واسم براوردش کن... آدمایی که از وبلاگ من بازدید می کنن رو زیاد کن

ترکه می ره امام رضا می بینه یه دختره داره دعا می کنه می گه امام رضا خدا همه چی بهم داد٬ مرسی... یه شوهر خوب هم می خوام که دیگه تکمیل شه... ترکه هم می ره خودشو می ندازه تو بغل دختره می که ا امام رضا هلم نده....

بی مزه بود؟؟؟ صد بار تا حالا شنیده بودی؟؟؟

خوب چی کار کنم میخواستی نشنیده باشی!

اینم محض قشنگی گذاشتم... منظور خاصی نداشتم

 راستی عکس هام هم کپی رایت نداره... اگه فک می کنید قشنگه واسه خودتون کپی کنید نوش جونتون! اگه هم فک می کنید وبلاگتونو قشنگ می کنه٬  کپی کنید بزارید تو وبتون بازم نوش جون!


2نوشته شده در چهارشنبه 5 بهمن 1384 ساعت 12:01 ب.ظ توسط ستاره   نظر شما ()
ویرایش شده در سه شنبه 25 بهمن 1384 ساعت 11:02 ق.ظ

صفحات :
... 3 4 5 6 7